ميرزا حسن حسينى فسايى
112
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
نودان را خواهيم يافت . و جهت و نسبت كازرون را نسبت به شيراز و جهت و نسبت نودان را به كازرون معلوم داريم . . . » ( مقدمه گفتار دوم ) آنچه در توضيح و تكميل مطالب بالا بايد افزوده شود آن است كه ميرزا حسن تمام موارد فوق را به اضافه مقدمات علميه و بجز تعيين انحراف قبله كه اغلب جاى آن را خالى گذاشته است به كمال انجام داده است اما جز آنچه گفته است موارد ديگرى را نيز در كتاب عظيم خود به انجام رسانيده است كه نمودار دقت و همهجانبگى نگرش ميرزا حسن در ارائهء اوضاع كامل از شهرها و روستاهاست : 1 . آب و هوا و محصولات : ميرزا حسن در بيان اوضاع و احوال جغرافيائى بلوك فارس ، نقش آب و هواى اين نواحى را كه در ايجاد انواع محصولات و يا سكونت جوامع تأثيرى اساسى دارد هرگز فراموش نمىكند : « . . . هواى چهار فصلش : ( شيراز ) معتدل و نسيم صبا و شمالش راحتدل ، آب تابستانه را به برف كوه دراك سرد كنند ، آب چاهش شيرين و ناگوار ، درختان سردسيرى و گرمسيرى و شليل و گيلاس و انار و انجير و نخل و نارنج در خانههاى شيراز به خوبى پرورش كند و زيانى از سرماى زمستان و گرمى تابستان نبيند و بازار شيراز در همه وقت پر از ميوههاى گوناگون است ، درويش و مالدار در تناول ميوهجاتش يكسانند ، درخت كاج و چنار و سرو و بيد و گردو و سفيدارش تنومند شوند و مانند خربوزه قصر خليل و حومه و سهلآباد . . . ديده نگشته است ، از روز اول برج سرطان تا نيمه جدى هر روزه انگور را از درخت چيده ، بر پشت بارگير گذاشته در كوچه و بازار به عجز و انكسار فروشند و نزديك به پنجاه سال است در دامنه كوههاى شمالى و مغربى از ربع فرسخ تا فرسخ و نيمى از شيراز درخت انگور ديمى به عمل آمده ثمرى فراوان دهد . . . » ( خصايص شيراز ) « . . . آبهاى صحراى شيراز همه از قنات است جز آب چشمه جوشك كه شرح آن در عنوان چشمهها بيايد و گواراترين آنها آب قنات زنگى است و ركنى چنان كه خواجه حافظ فرموده است : ز ركنآباد ما صد لوحش اللّه * كه عمر خضر مىبخشد زلالش و قنات زنگى . . . به اصطلاح رعيتى يك بيل بيشتر آب ندارد و قنات ركنى . . . صحراى مصلى و باغ جهاننما و باغ نو و تكيه هفتتنان و چهلتنان و تكيه خواجه حافظ را آب دهد و پرآبترين قنوات شيراز قنات فهندز است ( كه ) باغ دلگشا را آب داده صحراى جبل زايجان را شرب كند . . . و آب اين قنات در اواخر پائيز و تمام زمستان چنان گرم است كه . . . از آن آب بخار بلند گردد و در تابستان خنك . . . » ( همانجا ) بلوك اردكان : « . . . از سردسيرات فارس است هواى تابستانش چون ماه ثور شيراز باشد . . . برف كوهستانش محتاج به محافظت نباشد اهلش در تابستان از ايوان بيرون نخسبند ، آبش از رودخانه ششپير و رودخانه اردكان است زراعتش گندم و جو و نخود و عدس و لوبياى قرمز و ذرت مكه است . . . » ( بلوكات فارس الف ) « . . . ارسنجان . . . هواى آن بلوك از سردى مايل به اعتدال ، باغستان خوبى دارد و كوهستان و صحرائى مرغوب ، جويش پر از صنوبر و كوهش پر از سمن ، راغش پر از بنفشه ، باغش پر از بهار ، انار و انجير را نيكو پروراند . . . زراعت آن گندم و جو و پنبه و شلتوك و كنجد